X
تبلیغات
کیفیت زندگی - مفهوم کیفیت زندگی
کیفیت زندگی در مصدومین شیمیایی

یکی از مفاهیم بسیار مهم در بیماران مزمن کیفیت زندگی است. امروزه در مراقبت پزشکی ، کنترل بیماری های مزمن از اهمیت ویزه ای برخوردار است ، بهبودی در بیماران مزمن غیرممکن بوده ولی مرگ یک واقعه دور دست است. در این موقعیت اهداف مراقبت درمانی مطلوب نمودن کیفیت زندگی است(60و63-62).بیماری های مزمن روی سلامتی وکیفیت زندگی اثرات منفی دارد .بین کیفیت زندگی و سلامتی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.(67-64).هدف از درمان بیماری های مزمن افزایش طول عمر بیماران و بهبود بخشیدن به توانایی های آنان تا حد ممکن است تا بتوانند با حفظ سطح مناسبی از کیفیت زندگی به زندگی خود ادامه دهند. این در حالی است که غالبا مطالعاتی که در زمینه ارزیابی درمان های مختلف انجام می شود ، بیشتر بر روی افزایش طول عمر بیماران بدون توجه به کیفیت زندگی و مسایل جانبی درمان متمرکز می باشد . در عین حال روز به روز بر تعداد درمان های گران و تهاجمی اضافه می شود . این درمان ها غالبا ناتوان کننده اند .(69-68)

كيفت زندگي يك واژه جديد نيست.زندگی با کیفیت مطلوب ، ریشه در اعتقادات و آموزش های دینی مسلمانان دارد(70) در فلسفه يونان اين كلمه بكار رفته است(71) . سقراط هنگام صحبت در مورد شادي از كيفيت زندگي صحبت كرده است(72). ليندهالت و همكاران (2002) در مورد كيفيت زندگي بحث كرده و نقش هايي را كه مديران بانفوذ مثل مازلو، فرانك سارتر و آنتونفسكي در هنگام صحبت از حالت دروني زندگي افراد، به آنها اشاره كرده اند، بر شمرده اند(73). صحبت در مورد كيفيت زندگي در تاريخ ادامه يافته است. پس از جنگ جهاني دوم وضعيت اقتصادي و استانداردهاي زندگي بهبود پيدا كرد و منجر به ارتقاء انتظارات مردم در خصوص رضايتمندي، خوب بودن و رضايت رواني شد(74). در سال 1964 رئيس جمهور آمريكا از كيفيت زندگي سخن به ميان آورد و به دنبال آن تلاش هايي براي افزايش كيفيت زندگي از طريق تاكيد بر برنامه هاي اجتماعي نظير آموزش نيروي انساني، سازندگي جامعه، بهداشت، سلامت و رفاه انجام شد (75). خارج از حوزه سياسي نيز كيفيت زندگي در مباحث آموزشي و مطالعات در مورد خانواده مورد بحث بيشتر قرار گرفت(76) . روبرت و كليفتون (1991) كيفيت زندگي را درجه رضايتمندي مردم يا حس خوب بودني كه آنها در يك محيط خاص تجربه مي كنند مي دانستند(75). عامل موثر ديگر بر كيفيت زندگي، محيط است. بارگر(2003) هم معتقد است كه محيط بر كيفيت زندگي موثر است. در مطالعه او، واحدهاي پژوهش اعلام داشتند كه حفظ عادات سنتي، رفع آلودگي محيطي و ديدن آموزش موجب ارتقاء كيفيت زندگي آنها مي شود(77). پس از آن هم مطالعات زيادي در خصوص كيفيت زندگي انجام شد. سازمان جهاني بهداشت هم در سال 1995 كيفيت زندگي را بصورت درك افراد از موقعيت خود در زندگي با توجه به زمينه فرهنگي و سيستم هاي ارزشي كه در آن زندگي مي كنند و همين طور در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگراني هايشان تعريف كرده است (78).

مطالعه منابع مختلف پزشكي و پرستاري نشان مي دهد كه مفهوم كيفيت زندگي بسيار در آنها تكرار شده است. هدف از ارتقاء سلامت، افزايش كيفيت زندگي است. با اين وجود درك افراد از واژه كيفيت زندگي متفاوت و مبهم است. (79). مانزاك و مك ميلان (2005) واژه كيفيت زندگي را شايسته تحليل مفهومي مي دانند چرا كه در چند دهه اخير مطالب زيادي در خصوص آن نگاشته شده است و اين مفهوم در علوم مراقبتي به عنوان يك مفهوم پايه مطرح است. بطوريكه براي تشخيص اثرات بيماري، ارزيابي درمانهاي انجام شده و نيز مراقبتهاي پرستاري از آن استفاده مي شود. با وجود استفاده مكرر از اين واژه، مفهوم آن به روشني درك نشده است. لذا انجام تحليل مفهوم براي روشن كردن اين مفهوم ضروري مي نمايد. او در مطالعه خود سه صفت معرف زير را براي كيفيت زندگي معرفي مي نمايند:

1.         افراد ارزيابي ذهني از زندگي خود به عمل مي آورند.

2.       افراد رضايت خود را از زندگي شان معين مي نمايند كه مرتبط با جنبه هاي جسماني، رواني و اجتماعي زندگي آنها مي باشد.

3.      اندازه گيري هاي عيني مي تواند به عنوان مكمل ارزيابي هاي ذهني افراد بكار رود(80).

روشن سازی مفهوم پایه ای برای پژوهش هایی برای توسعه ،وارزشیابی و ابزارسازی است (81).

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:39  توسط عباس عبادی |