X
تبلیغات
کیفیت زندگی
کیفیت زندگی در مصدومین شیمیایی

مصدومین شیمیایی گرامی

با سلام و احترام ، پژوهشی  تحت عنوان " طراحی پرسشنامه کیفیت زندگی در مصدومین شیمیایی " پایان نامه تحصیلی اینجانب در دوره دکتری تخصصی پرستاری در دانشگاه تربیت مدرس است . هدف از این مطالعه طراحی یک ابزار اندازه گیری کیفیت زندگی بومی ، معتبر و خاص بوده و روش انجام آن مصاحبه و ضبط مکالمات با جنابعالی است . لذا در صورت تمایل شما به مشارکت در این تحقیق ، پژوهشگر اعلام می دارد که صحبت های شما و دیگران هیچ تاثیر مثبت یا منفی در ارائه خدمات درمانی ، رفاهی و همچنین در میزان درصد جانبازی شما نخواهد گذاشت. ضمناً اینجانب اخلاقاً و قانوناً متعهد می گردم که محتویات مصاحبه ها کاملاً محرمانه بوده و صرفاً جهت انجام این پزوهش در اختیار تیم تحقیقاتی خواهد بود. لطفا در صورت تمایل با شماره تلفن ۰۹۱۲۲۱۴۹۰۱۹ تماس بگیرید تا ترتیب ملاقات و مصاحبه گذاشته شود.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 22:27  توسط عباس عبادی | 

جونز و کاي[1] براين باورند که در مطالعات ابزارسازي، تدوين پرسشنامه بايستي بر اساس تجارب ذهني افراد باشد که ريشه در ساخت فرهنگي ايشان داشته باشد، نکته اي که در اکثر مطالعات ابزارسازي مورد غفلت واقع مي شود. براي طراحي پرسشنامه هاي معتبر بايد بين مفاهيم اميک[2] که همان مفاهيم فرهنگي جامعه مورد بررسي است و مفاهيم اتيک[3] که مشتمل بر استانداردها و ديدگاه هاي خود محقق است، تطابق و سازگاري ايجاد شود. اين درحالي است که متأسفانه اکثر ابزارهاي موجود محقق محور (اتيک محور[4]) است(92) .

مشکل ديگر ابزارهاي غير روانسنجي شده، عدم وجود گزاره هايي است که بعضاً ممکن است به لحاظ محتوايي ضرورت بسيار داشته باشد، اما به دليل ناآشنايي محققِ ابزارساز ناديده گرفته شده است. از ديگر سو گزاره هايي نيز ممکن است در يک پرسشنامه گنجانده شود که اساساً ضرورتي به طرح آن نبوده و جز خستگي پاسخگو منفعتي در پي نخواهد داشت.

ترجمه ابزارهاي استاندارد موجود در ساير نقاط جهان نيز از اهميت مسائل فوق الذکر نخواهد کاست، بدين دليل که ساخت فرهنگي -اجتماعي و باورهاي افراد هر جامعه اي علي القاعده با ديگر جوامع متفاوت است لذا امر بهداشت، رفتار و سبک زندگي که از جمله امور ذهني و انتزاعي محسوب مي شوند نيز از اين مقوله مستثني نخواهد بود. علاوه بر اينکه اکثر ابزارهاي ترجمه شده نيز مسير اصولي و صحيحي که بايد در ترجمه ابزار بکارگرفته شود را رعايت نکرده اند،  تنها به ترجمه متن پرسشنامه اکتفا شده و تعيين اعتبار و پايايي صورت نگرفته است(93).



[1] .Jones &Kay

[2] .Emic

[3] .Etic

[4] .Etic based

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:48  توسط عباس عبادی | 

در طی 2 -3 دهه گذشته پژوهش های متعددی در زمینه کیفیت زندگی بر اساس تکمیل پرسشنامه صورت گرفته که کمک شایان توجهی به پیشرفت و بهبود کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی نموده است(82).

پرسشنامه های ارزیابی کیفیت زندگی ابزار ارزشمندی است برای؛ 1- ارزیابی بالینی 2- ارزیابی بیماری های مزمن 3- بهبود رابطه بیمار با مراقبت دهندگان 4- ارزیابی اثربخشی و مزیت نسبی درمان های مختلف 5- ارزشیابی خدمات بهداشتی درمانی 6- پژوهش 7- سیاست گذاری بهداشتی درمانی 8- ارزیابی اقتصادی و توزیع منابع (84-83).

ابزارهای متعددی در سنجش کیفیت زندگی بکار می رود که در کل به دو دسته عمومی (ژنریک[1] ) و مبتنی بربیماری خاص[2] تقسیم می شوند پرسشنامه های عمومی با هدف ارزیابی کلی وضعیت سلامت و کیفیت زندگی در جریان بیماری های مختلف با شدت وتنوع متفاوت ، در جریان درمان بیماری هاو مداخلات بهداستی درمانی و در بین گروه های مختلف مردم طراحی و بکار می روند. در مقابل پرسشنامه های اختصاصی بیماری ها ، ابزاری برای ارزیابی گروهی از مردم با بیمار مشخص می باشند که غالبا ارزیابی سیر بالینی بیماری ها را هدف قرار می دهند ( 85).

روش های متعددی برای ارزیابی وضعیت سلامت بکار می رود.1-  پرسشنامه های عمومی 2- اختصاصی و انواع ترکیبی 3- پرسشنامه های عمومی اصلاح شده برای کاربرد در ارزیابی موارد خاص 4- پرسشنامه های عمومی و ضمیمه اختصاصی یا مجموعه ای از پرسشنامه ها که بطور جداگانه نمره دهی می شوند ولی بصورت یک نمره کل گزارش می شوند(84 و 86).

 

آنچه در وهله اول جهت انجام تحقيقات ابزارسازي از اهميت ويژه اي برخوردار است تبيين تئوريک و تعريف دقيق مفهوم مورد بررسي در حوزه کاربردي آن است. در همين راستا گيل و فئين استين  بيان مي دارند که در تحقيقات ابزارسازي تنها در 15% از پژوهشها، مفاهيم اصلي نظير کيفيت زندگي را بصورت دقيق و مبتني بر ديدگاه هاي جمعيت مرجع؛ تبيين نموده اند. عدم تبيين تئوريک مفهوم 2 مشکل اساسي در پي خواهد داشت:

1.              اگر محقق به وضوح مفهوم مورد نظر خود را به روش علمي تبيين نکند در اين صورت تعريف ارائه شده صلاحيت کافي براي تدوين سازه هاي ابزار را نخواهد داشت. به ديگر سخن اگر پژوهشي متناسب با مفهوم ;کیفیت زندگي در جامعه مرجع شناخته و درک نشود، تعاريف ارائه شده از سوي محقق که منحصراً از متون استخراج شده، مدلل و مستدل نخواهد بود.

2.             بدون وجود اطلاعات دقيق راجع به مفهوم، روائي سازه ابزار قابل تعيين نخواهد بود(87).

در حال حاضر اين مسئله مورد توافق تمامي متخصصان ابزار سازي است که محتواهاي مربوط به ابزار بايستي بطور مستقيم از افرادي که مرجع آن ابزار هستند استخراج گردد(89-88) اين مسئله بايد هم در تعيين آيتم هاي پرسشنامه و هم در تعيين جمله بندي و ادبيات آن لحاظ گردد. در صورتيکه سازه هاي سبک زندگي از ديدگاه هاي ذهني مشارکت کنندگان منتج شود، در اين صورت مي توان مطمئن بود که ابزار ساخته شده تمامي ابعاد مربوط به مفهوم کیفیت زندگي را پوشش خواهد داد.علاوه بر اين محتواي يک ابزار بايستي با فرهنگ و شيوه زندگي کشورها و جوامعي که قرار است ابزار جهت ايشان بکار گرفته شود، متناسب و هماهنگ باشد. ابزاري که در يک کشور خاص طراحي شده تنها منعکس کننده زبان و فرهنگ آن جامعه است، که در اينصورت هنگام استفاده در جامعه ديگري حتي در صورت ترجمه دقيق بعلت عدم تناسب محتوايي مشکلات عديده اي را سبب خواهد شد (88).

 ارزشها و معاني که اجزاي يک سازه را منعکس مي کند، ممکن است از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت باشد. ماني اسريونگول[3] معتقد است که در مطالعات ابزارسازي ترجمه ابزار به تنهايي کافي نبوده و بايستي تفاوت هاي زمينه اي فرهنگي کاملاً رعايت شود. جهت حصول به روايي و پايايي علمي ابزار بايد مبتني بر فرهنگ جامعه مورد مطالعه باشد(90). استخراج محتواها از طريق مشارکت پاسخگويان به روشي ساختارمند و علمي در کشورهاي مختلف، يک ضرورت علمي است که تطابق فرهنگي اندازه گيري و ابزار را حداکثر خواهد کرد (88و91).



1-Generic

2-  Disease Spesefic

[3] .Maneesriwangul

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:44  توسط عباس عبادی | 

یکی از مفاهیم بسیار مهم در بیماران مزمن کیفیت زندگی است. امروزه در مراقبت پزشکی ، کنترل بیماری های مزمن از اهمیت ویزه ای برخوردار است ، بهبودی در بیماران مزمن غیرممکن بوده ولی مرگ یک واقعه دور دست است. در این موقعیت اهداف مراقبت درمانی مطلوب نمودن کیفیت زندگی است(60و63-62).بیماری های مزمن روی سلامتی وکیفیت زندگی اثرات منفی دارد .بین کیفیت زندگی و سلامتی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.(67-64).هدف از درمان بیماری های مزمن افزایش طول عمر بیماران و بهبود بخشیدن به توانایی های آنان تا حد ممکن است تا بتوانند با حفظ سطح مناسبی از کیفیت زندگی به زندگی خود ادامه دهند. این در حالی است که غالبا مطالعاتی که در زمینه ارزیابی درمان های مختلف انجام می شود ، بیشتر بر روی افزایش طول عمر بیماران بدون توجه به کیفیت زندگی و مسایل جانبی درمان متمرکز می باشد . در عین حال روز به روز بر تعداد درمان های گران و تهاجمی اضافه می شود . این درمان ها غالبا ناتوان کننده اند .(69-68)

كيفت زندگي يك واژه جديد نيست.زندگی با کیفیت مطلوب ، ریشه در اعتقادات و آموزش های دینی مسلمانان دارد(70) در فلسفه يونان اين كلمه بكار رفته است(71) . سقراط هنگام صحبت در مورد شادي از كيفيت زندگي صحبت كرده است(72). ليندهالت و همكاران (2002) در مورد كيفيت زندگي بحث كرده و نقش هايي را كه مديران بانفوذ مثل مازلو، فرانك سارتر و آنتونفسكي در هنگام صحبت از حالت دروني زندگي افراد، به آنها اشاره كرده اند، بر شمرده اند(73). صحبت در مورد كيفيت زندگي در تاريخ ادامه يافته است. پس از جنگ جهاني دوم وضعيت اقتصادي و استانداردهاي زندگي بهبود پيدا كرد و منجر به ارتقاء انتظارات مردم در خصوص رضايتمندي، خوب بودن و رضايت رواني شد(74). در سال 1964 رئيس جمهور آمريكا از كيفيت زندگي سخن به ميان آورد و به دنبال آن تلاش هايي براي افزايش كيفيت زندگي از طريق تاكيد بر برنامه هاي اجتماعي نظير آموزش نيروي انساني، سازندگي جامعه، بهداشت، سلامت و رفاه انجام شد (75). خارج از حوزه سياسي نيز كيفيت زندگي در مباحث آموزشي و مطالعات در مورد خانواده مورد بحث بيشتر قرار گرفت(76) . روبرت و كليفتون (1991) كيفيت زندگي را درجه رضايتمندي مردم يا حس خوب بودني كه آنها در يك محيط خاص تجربه مي كنند مي دانستند(75). عامل موثر ديگر بر كيفيت زندگي، محيط است. بارگر(2003) هم معتقد است كه محيط بر كيفيت زندگي موثر است. در مطالعه او، واحدهاي پژوهش اعلام داشتند كه حفظ عادات سنتي، رفع آلودگي محيطي و ديدن آموزش موجب ارتقاء كيفيت زندگي آنها مي شود(77). پس از آن هم مطالعات زيادي در خصوص كيفيت زندگي انجام شد. سازمان جهاني بهداشت هم در سال 1995 كيفيت زندگي را بصورت درك افراد از موقعيت خود در زندگي با توجه به زمينه فرهنگي و سيستم هاي ارزشي كه در آن زندگي مي كنند و همين طور در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگراني هايشان تعريف كرده است (78).

مطالعه منابع مختلف پزشكي و پرستاري نشان مي دهد كه مفهوم كيفيت زندگي بسيار در آنها تكرار شده است. هدف از ارتقاء سلامت، افزايش كيفيت زندگي است. با اين وجود درك افراد از واژه كيفيت زندگي متفاوت و مبهم است. (79). مانزاك و مك ميلان (2005) واژه كيفيت زندگي را شايسته تحليل مفهومي مي دانند چرا كه در چند دهه اخير مطالب زيادي در خصوص آن نگاشته شده است و اين مفهوم در علوم مراقبتي به عنوان يك مفهوم پايه مطرح است. بطوريكه براي تشخيص اثرات بيماري، ارزيابي درمانهاي انجام شده و نيز مراقبتهاي پرستاري از آن استفاده مي شود. با وجود استفاده مكرر از اين واژه، مفهوم آن به روشني درك نشده است. لذا انجام تحليل مفهوم براي روشن كردن اين مفهوم ضروري مي نمايد. او در مطالعه خود سه صفت معرف زير را براي كيفيت زندگي معرفي مي نمايند:

1.         افراد ارزيابي ذهني از زندگي خود به عمل مي آورند.

2.       افراد رضايت خود را از زندگي شان معين مي نمايند كه مرتبط با جنبه هاي جسماني، رواني و اجتماعي زندگي آنها مي باشد.

3.      اندازه گيري هاي عيني مي تواند به عنوان مكمل ارزيابي هاي ذهني افراد بكار رود(80).

روشن سازی مفهوم پایه ای برای پژوهش هایی برای توسعه ،وارزشیابی و ابزارسازی است (81).

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 0:39  توسط عباس عبادی | 

اولین بار گازهای شیمیایی به عنوان سلاح جنگی در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفت (5-1).این گازها به کلیه عواملی اطلاق می شود که اثرات مستقیم سمی بر روی انسان ، حیوانات و گیاهان دارد . انواع مختلف گازهای شیمیایی به صورت سلاح های جنگی مورد استفاده قرار می گیرد که از آن جمله می توان به عوامل ناتوان کننده ، عوامل سیانیدی ، عوامل خفه کننده ، عوامل اعصاب و گاز های تاول زا اشاره نمود .هر یک از این گازها تاثیرات و عوارض مختلفی در سیستم های بدن ایجاد می کنند(7-5 ).از بین عوامل ذکر شده گاز خردل دارای بیشترین عوارض و ضایعات طولانی مدت است (9-8) .تلفات هولناک سلاح های شیمیایی در جنگ جهانی اول و عوارض خطرناک ناشی از این جنگ افزارها بر روی انسان هاو محیط زیست منجر به امضای پروتکل 1925 ژنو شد که بعنوان معروفترین معاهده بین المللی منع استفاده از سلاح شیمیایی شناخته می شود (10) .با اینحال همچنان تحقیقات در مورد عوامل شیمیایی جنگی ، نحوه استفاده از آنها و موادی که اثر آنها را خنثی کنند ، چند سال بعد ابتدا توسط انگلیس ها و سپس آمریکایی ها شروع شد و تاکنون ادامه دارد(11-12). آمريكا بالغ بر ۴۰۰ ميليارد دلار در سال براي توليد سلاح هاي كشتار جمعي هزينه مي كند. اين هزينه معادل GNP همه اروپا و بخشي از آسيا است(13).استفاده اخیر گاز خردل توسط مصر علیه یمن شمالی بین سال های 67-1963 (14) و توسط عراق علیه ایران بین سال های 1988-1986صورت گرفته است . این نگرانی وجود دارد که پرسنل ارتش آمریکا در سال 1991 در عملیات طوفان صحرادر جنگ خلیج فارس در معرض گاز خردل قرار گرفته باشند (16-15).

گسترده ترین استفاده از عوامل شیمیایی پس از جنگ جهانی اول ، در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بوده است . متاسفانه این عوامل مخرب توسط عراق بارها از گازهای مختلف بصورت منفرد و یا مخلوط استفاده نمود ، و با اینکه استفاده از عوامل شیمیایی توسط شورای امنیت سازمان ملل گزارش شده(17)و دولت عراق محکوم شده بود ولی مصرف آن همچنان ادامه پیدا کرد (18). بر اساس گزارشات موجود در این جنگ بیش از 100000 نفر دچار مصدومیت شیمیایی شدند .طبق آمارهای موجود مناطق مختلف ایران بیش از 350 بار مورد حمله شیمیایی رژیم بعث قرار گرفته است . برای نمونه شهر سردشت در تیر 1366 تعداد 120 شهید وبیش از 6000نفر مصدوم و حلبچه عراق با بیش از 5000 نفر کشته و نمونه های فراوان دیگر از این دست می باشد (10). مصدومیت های شیمیایی  فقط محدود به جنگ نیست . حادثه نشت گازهای شیمیایی شهر بوپال هند در سال 1984 (19) وحمله بیوتروریستی مترو ژاپن و استفاده از گاز سارین در سال 95-1994 ، حملات تروریستی 11 سپتامبر آمریکا و...( 20) نشان می دهد که حوادث کشنده و ناتوان کننده در شرایط غیر جنگی هم ممکن است رخ دهد .

در جنگ عراق علیه ایران گاز خردل بیش از سایر گازها بکار رفته است (21). این گاز از دو راه در بدن ایجاد  ضایعه ایجاد می کند . تماس ممکن است فقط یک بار با مقدار زیاد این ماده اتفاق افتد و باعث بروز علایم حاد شود. این نوع مصدومیت در جریان جنگ هایی که عوامل شیمیایی بکار برده می شوند(22) یا تماس ماهیگیران با محفظه های حاوی سولفور خردل که سال ها قبل به دریا ریخته شده اند ، دیده شود .(23) راه دوم تماس این ماده به طور مستمر باشد و عوارض مسمومیت مزمن ایجاد کند . این نوع عارضه در کارگران کارخانه های شیمیایی گزارش شده است که بیشتر از نوع نئوپلاستیک است (24) . عوارض سمی تاخیری چند ماه تا چند سال بعد ایجاد می شود. تاثیرات طولانی مدت گاز خردل بر اساس دو دسته مطالعه حاصل شده است.بررسی سربازانی که مورد حمله شیمیایی واقع شده اند و آلودگی شغلی کارگران شاغل در کارخانه های تولید گاز خردل (25).

اثرات  مختلف گاز خردل روی سیستم های تنفسی ، خونی ، گوارشی ، پوست ، چشم ، آندوکرین ، اعصاب محیطی ، تغییرات ژنتیکی و سرطان زایی آن گزارش شده است (9 و36- 26).

بلالی(1986) با مطالعه عوارض تاخيري مواجهه با گاز خردل (2 تا 28 ماه بعد از مواجهه)در 236 سرباز ايراني عوارض تنفسي(78%)،سيستم اعصاب مركزي (45%)پوستي(41%)،چشمي(36%) را گزارش نمود (38).شيرازي و بلالي (1988 ) با مقايسه عوارض بين هفته اول و 2 سال بعد از مواجهه با گاز خردل دريافت كه عوارض چشمي بدون تغيير بوده، عوارض پوستي كاهش يافته  و عوارض تنفسي شديدتر شده است(39). خاطري ( 2003 ) با مطالعه 36000 ايراني مواجهه يافته با گاز خردل بعد از 13 تا 20 سال عوارض عمده را به ترتيب تنفسي(42.5% ) ،  چشمي(39% )، پوستي(24.5%  ) بيان داشت(37). بلالي (  2005 ) در مطالعه اخير خود روي 40 ايراني بعد از 16 تا 20 سال موجهه با گاز خردل عوارض عمده را تنفسي(95% ) ، اعصاب محيطي ( 77.5% )، پوستي(75% ) و  چشمي(65% ) را گزارش نمود(9).

بلالي ( 2005 )به نقل از افشينياز(1995 ) بيان مي دارد كه مشكلات تنفسي از عمده ترين عوارض تاخيري مواجهه با گاز خردل مي باشد(9). بلالي (1986 )و سندال[1] (1992 )ذكر مي كنند كه عوارض سه گانه سرفه، ترشحات و تنگي نفس در بيش از 80 درصد جانبازن شيميايي ايران وجود دارد و همچنين خلط خوني[2]، درد سينه، تنگي نفس شبانه نيز ديده مي شود.( 40و38 )

آزمايشات اسپيرومتري مثل  ظرفيت ريوي، حجم بازدمي كاهش مي يابد، فشار ريوي افزوده مي گردد و همچنين برونشكتازي، برونشيت مزمن ، آسم، فيبروز ريوي و باريك شدن راه هوايي نيز وجود دارد (29) .

عوارض دراز مدت این گازها خصوصا برروی دستگاه تنفسی عمدتا غیر قابل برگشت بوده و سبب معلولیت و ناتوانی می گردد. سیستم تنفسی مهمترین ارگانی است که تحت تاثیر این سموم قرار می گیرد و سبب ایجاد عوارض حاد و مزمن در آن می شود (42-41و3 )

در مراحل ابتدایی مسمومیت حاد ، مجاری هوایی تنفسی دچار التهاب غیر اختصاصی در ناحیه مخاط و زیر مخاط می گردد. ولی در مراحل بعدی ، ریه ها پر خون و متورم می شوندو در داخل آلوئول های ریه مایعات خونی و اگزودا تجمع می یابد ونمای کلاسیک نارسایی حاد تنفسی بالغین بروز می کند .(31-29)

بیژنی و همکاران (1382) در بررسی اثرات و عوارض دراز مدت گازهای شیمیایی جنگی بر دستگاه تنفسی مصدومین 220 مصدوم شیمیایی که 13-6 سال از تماس آنها با گاز شیمیایی گذشته بود ، دریافتند که تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران علایم غیر اختصاصی نظیر سرفه ، خس خس و تنگی نفس دارند و 64 درصد بیماران تغییرات غیر اختصاصی در رادیوگرافی ریه نشان می دهند. ولی یافته های قابل توجه در رادیوگرافی ریه فقط در 13 درصد بیماران دیده می شود . علایم بالینی با اهمیت مانند هموپتزی و دیسترس تنفسی در 5 درصدبیماران دیده می شود .( 41).

 تقدسي و همکاران ( 1381) در بررسي مشكلات تنفسي در جانبازان شيميايي شهرستان كاشان گزارش کردند که شايع ترين نشانه هاي باليني به ترتيب سيانوز (27.6 درصد)، كراكل (23 درصد) و ويزينگ (9.2درصد) و بيشترين يافته هاي سمعي هم شامل سيانوز کراکل و ويزينگ بود. اکثر جانبازان (57 نفر معادل 65.5 درصد) سابقه يك بار و 21 نفر (22.9 درصد) دو بار و 9 نفر (10.3 درصد) سه بار و بيشترين سابقه آلودگي داشتند. با توجه به يافته هاي مطالعه و مقايسه با مطالعات قبلي انجام شده ضايعات ريوي در مصدومين شيميايي سير پيشرونده داشته و با گذشت زمان بر ميزان و شدت آن افزوده شده است (43).

بیماری ریوی ایجاد شده در جانبازان شیمیایی در بیش از 50 درصد این بیماران رخ می دهد و در اغلب موارد غیر قابل برگشت است (46-43).

عارضه ديگر ، مشكلات پوستي است. بروز و شدت زخم هاي پوستي ارتباط مستقيم با زمان و شدت مواجهه دارد. آسيب هايي كه بصورت قرمزي و ادم بدون تشكيل وزيكول بوده اند معمولا بهبودي كامل يافته اند. زخم هاي تاول زا و نكروتيك عوارض دائمي مثل هيپر پيگمانتاسيون، هيپوپيگمانتاسيون، خارش، خشكي پوست، هيپوتروفي يا آتروفي، اگزما و حتي لوپوس اريتماتوز و پسوريازيس  ايجاد مي كنند (9).

مطالعات متعدد نشان می دهد که شایعترین علایم پوستی در جانبازان شیمیایی شامل خارش ، سوزش ،خشکی و پوسته پوسته شدن بود .از نظز نوع ضایعه، اریتم ، اکسکوریاسیونو پاپول فراوانترین ضایعات پوستی هستند. تشخیص نهایی در 78 % جانبازان شیمیایی مورد مطالعه درماتیت مزمن و 7/7 % درماتیت سبورئیک و 8/8 % درماتیت مزمن و سبورئیک به صورت توام بوده است .در هنگام مواجهه با گازهای شیمیایی فقط 9/37 % جانبازان از ماسک و 40 % از لباس بطور کامل و صحیح استفاده کرده و بقیه یا استفاده نکرده ویا بطور ناقص این وسایل را بکار برده بودند . ضایعات اکثرا در نواحی سینه کمر و پشت ، اندام تحتانی ، شکم و سر و صورت بوده و 78 5 جانبازان دارای ضایعات متعدد بودند .، لذا با توجه به تعداد زياد جانبازان شيميايي و نيز با توجه به اين كه ضايعات پوستي ايجاد شده ممكن است با گذشت زمان باعث بدخيمي و عوارض مهم تر شود، توصيه مي گردد كه در سالهاي آينده نيز چنين مطالعاتي ادامه یابد نتایج این دسته از مطالعات نشان می دهد که با گذشت زمان نه تنها ضایعات جلدی فروکش نکرده بلکه بیشتر خود را نشان داده هر چند که این عوارض برای سلامت جسمی فرد خطر جدی محسوب نمی شود اما فرد را نیازمند درمان می سازد. ( 32و 49-47).

عارضه دیگر گاز خردل ، عوارض چشمی آن است .هرچند براي مدتي ممكن است عوارض چشمي وجود نداشته باشد  سپس ترس از نور، اشك ريزش و حتي از دست دادن بينايي رخ دهد . ( 50 ).اثرات این گاز بر روی چشم شامل نفوذ در قرنیه در مدت زمان چند دقیقه می باشد. نکروز ملتحمه و انسداد عروق نیز از تظاهرات اولیه است که معمولا 24 ساعت بعد اتفاق می افتد .واسکولاریزاسیون قرنیه و زخم قرنیه نیز تا چند ماه ممکن است ادامه یابد . می توان به کراتیت تاخیری ناشی از گاز خردل که دوره نهفته آن 25-10 سال بعد از مصدومیت ایجاد می گردد ، به عنوان عارضه تاخیری اشاره کرد (51 ). عوارض دیررس در جانبازان ایرانی شامل : درگیری پلک ها( بلفاریت )، درگیری ملتحمه ( ایسکمی ، تغییرات عروقی ، از بین رفتن سلول های گابت )و درگیری قرنیه ( واسکولاریزاسیون ، نازکی قرنیه ، کدورت موضعی و منتشر ، رسوب مواد مختلف در قرنیه و نهایتا سوراخ شدگی قرنیه) می باشد (54-52 ) .

ریاضی و همکاران( 1383) در بررسی عیوب انکساری جانبازان شیمیایی به عنوان یک عارضه دیررس گزارش کردند که ؛ 1- به طور کلی عیب انکساری نزدیک بینی در گروه جانبازان کمتر از گروه شاهد می باشد . 2 آستیگماتیسم بیشتر از جامعه نرمال است . 3 شیوه آستیگماتیسم نزدیک بین در جامعه جانبازان بیشتر از دیگر انواع آستیگماتیسم هاست (55) .

افزايش ايمونوگلوبين A، E،G ،M و كاهش سلول هاي طبيعي ايمني مثل ماكروفاژها گزارش شده است و ميزان بروز سرطان پوست، سيستم تنفس و لوكمي در افراد مواجهه يافته با گاز خردل افزايش مي يابد ( 50).
افراد در مواجهه با گازهاي شيميايي در پي گيري 10 ساله دچار عوارض خونی می شوند.
( 56).

به علاوه اثرات این گازها بر سیستم تولید مثل مرد به صورت ناتوانی جنسی ، الیگواسپرمی ، آزواسپرمی ، تحرک کم اسپرم و اسپرم نابارور گزارش شده است .  علاوه براین به نظر می رسد که شیوع مرده زایی ، سقط مکرر و تولد نوزاد ناهنجار ، وزن کم جنین و زایمان زودرس در همسران مصدومین شیمیایی شایع تر از بقیه جامعه است (28و 59-57) .

تحقیقات نشان داده است که سلامت روانی مصدومین شیمیایی توسط خود حادثه و استرس های ناشی از شرایط جسمانی فرد مورد تهدید قرار می گیرد . ، شایع ترین اختلالات ایجاد شده در سربازان عبارت بود از اختلالات خلقی طولانی مدت ، اختلالات اضطرابی، افسردگی اساسی ،PTSD و برخی پاسخ های ناشی از استرس (5 -7 کرمی) به طور کلی مصدومین شیمیایی نسبت به سایر مصدومین جنگ و افراد عادی جامعه از سلامت روانی  پایین تری برخورداراند . (66-60)

تولایی و همکاران (1383)در مطالعه کیفیت خواب در جانبازان شیمیایی گزارش کردند که 93% جانبازان شیمیایی کیفیت خواب نامطلوبی دارند که احتمالا بخاطر بیماری های همراه نظیر بیماری های مزمن ریوی ، اختلالات روانشناختی  و مصرف داروهای ریوی است .در نتیجه تاثیر قابل توجهی بر عملکرد و کیفیت زندگی آنان می گذارد .( 68 ) که با تحقیقات دیگر نیز همخوان است (69).

میزان مرگ ومیر قربانیان مواجه شده با گاز خردل به زمان مواجهه بستگی دارد و بر این پایه شاید بتوان مرگ و میر فاز زودرس را از مرگ و میر فاز دیررس جدا کرد. مرگ زودرس ، معمولا در طی چند روز نخست تماس با گاز خردل و به دنبال آسیب راههای هوایی و سپس برونکوپنومونی ثانویه رخ می دهد. در هر حال ، مرگ های زودرس طی هفته اول و دوم پس از مواجهه با گاز خردل رخ می دهد .در برخی موارد ممکن است عفونت های ناشی از گاز خردل به سپتی سمی ثانویه منجر شود .(70)

در رابطه با علل مرگ ومیر دیررس جانبازان ایرانی مطالعات نشان می دهند که بیشترین علت منجر به فوت ، بیماری ها است و بیماری های ریوی از میان بیماری ها ، سهم قابل توجهی را دارد و جانبازان شیمیایی در مقایسه با دیگران به طور معناداری درصد بیشتری را به خود اختصاص داده اند ( 71 و72)

در میان جانبازان شیمیایی 1/12 % مرگ ها مرتبط به عوامل شیمیایی تشخیص داده شد که بر این اساس احتمالا بتوان ادعا کرد که مواجهه با گاز خردل در فاز تاخیری بیش از آن که علت مرگ ومیر(Mortality) باشد ، یک عامل ابتلا ((Morbidity محسوب می شود .( 72)

نتایج مطالعات گسترده نشان می دهد که عوارض دیررس مواجهه با گازهای شیمیایی جنگی ، مصدومین را دچار بیماری های مزمن می کند .در نتیجه بسیاری از تغییرات ایجاد شده غیر قابل برگشت می باشد (73).


[1] Sandall

[2]  Hemoptesia

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 0:53  توسط عباس عبادی | 
با سلام خدمت کلیه همکاران و پژوهشگران در حوزه کیفیت زندگی

اینجانب عباس عبادی دانشجوی دکتری تخصصی پرستاری و در حال انجام رساله تحصیلی خود می باشم.

عنوان مطالعه اینجانب " طراحی و روانسنجی پرسشنامه کیفیت زندگی در مصدومین شیمیایی" است. این پروژه در سه فاز طراحی شده است.

 فاز اول : مطالعه کیفی با مصاحبه های نیمه ساختار یافته و سپس بحث در گروه های متمرکز خواهد بود.

فاز دوم : استخراج تم ها و طراحی گویه ها پرسشنامه

فاز سوم : روانسنجی( اعتبار یابی)

از  دوستانی که در این زمینه و یا موارد مشابه فعالیتی دارند دعوت به همکاری و تبادل نظر می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 13:17  توسط عباس عبادی |